جزئیات خبر

چهارشنبه 4 دی 1398

آینده سرمایه داری

فروپاشی نئولیبرال
 
"زمان آن فرارسیده است که یک مدل جدید اقتصادی که با شرایط سازگار است و سهم بزرگتری در اقتصاد به کارگران میدهد، به وجود آید. " (نظام سرمایه داری با بحران مواجه شده است."
 
نئولیبرالیسم که بر اساس بازارهای آزاد، مقررات زدایی و سهم کوچک دولت بنا نهاده شده و به مدت 40 سال حاکم بوده است، به پایان خود رسیده است.

در پایان سال 2017، رشد دستمزدهای اسمی، نصف آن چیزی بود که در دهه قبلش رخ داده بود. برآورد شده است که بیشتر از یک نفر از 3 نفر در کشورهای عضو OECD آسیب پذیر هستند. بدین معنا که آنها فاقد وسیله ای برای نگه داشتن زندگی در سطح استاندارد یا بالاتر از سطح فقر برای 3 ماه هستند. ضمنا در چنین کشورهایی، نابرابری درآمدی بالاتر از هر زمان در نیم قرن گذشته است. ثروتمندان 10 درصدی، نیمی از ثروت کشور را دارند و 40 درصد پایین فقط 3 درصد را در اختیار دارند.
مدافعان لیبرالیسم غالبا خاطرنشان میکنند که اگرچه چندین دهه رکود دستمزدها و تمرکز ثروت منجر به نابرابری در کشورهای توسعه یافته شده است، اما در همین دوره شاهد افزایش چشمگیر رونق در مقیاس جهانی هستیم. آنها معتقدند بیش از یک میلیلرد نفراز فقر شدید به دلیل پیشرفتهای تکنولوژیکی، سرمایه گذاری ها و رونق اقتصادی که با بازارهای آزاد امکانپذیر شده است، از فقر شدید خارج شده اند. )

توهم نئو سوسیالیستی (سوسیال دموکرات یا سوسیالیست دموکراتیک؟)

اگر سیاستهای سوسیال دموکراتها عملی بشود، منجر به یک فاجه میشود.

وسواس این حزب، دستیابی به برابری بیشتر است که در درجه اول از طریق سطح مجازات بیان می شود. مواردی که به نابرابری کمک میکند مانند درآمد، سود و ثروت، ضررهای عمومی محسوب میشوند که باید از طریق مالیاتها، مقررات و سایر سیاستهای دولت کنترل بشود. پیامدهای اولویتهای دیگر مانند درآمد پایدار، رشد اقتصادی،نوآوری تکنولوژیکی و آزادی های فردی کجای این معادله هستند؟؟؟؟
جنبش سوسیالیسم دموکراتیک کمتر برای اصلاح سرمایه داری تلاش میکند تا خاتمه دادن به آن !!! و اگر سیاستهای آنها عملی بشو، به فاجعه می انجامد.

آینده نظام سرمایه داری

نظام سرمایه داری با نقصهای خود روبرو است و حسابرسی همیشه زیبا نیست.

سرمایه داری به عنوان یک سیستم اقتصاد سیاسی کاملا موفق بوده است. ثروت و آزادی به به قیمت ثبات، سنت و جامعه آن چنان جذاب است که جوامع بیشتری به ایجاد آن ادامه میدهند.
برانکو میلانویچ خاطر نشان میکند که پیروزی بازارها در تاریخ بشر بی نظیر است. امروز 2 قطب سرمایه داری برای برتری تلاش میکنند:
  •   لیبرال شایسته سالاری به رهبری دموکراتهای پیشرفته صنعتی
  • دولت سیاسی به رهبری چین
دو تن از اقتصاددانان چینی که جایزه نوبل گرفته اند، اظهار داشتند که رشد اقتصادی به رهبری بازار طی نیم قرن گذشته باعث شده تا مردم از هر زمان دیگری، به ویژه در چین و هند از فقر خلاص شوند. اما هیچ کس نتوانسته یک فرمول قابل اعتماد برای موفقیت اقتصادی پیدا کند. بنابراین دولتها باید بر مداخلات مستقیم متمرکز شوند.

میانا فانبله فراتر میرود و ادعا میکند که درآمد راکد، ثروت متمرکز و فاجعه زیست محیطی نشان میدهد که سرمایه داری به پایان خود رسیده است.
اما آیا این پایان سرمایه داری است؟ الگوی اقتصادی جدیدی موردنیاز است که ایده آلهای سنتی سوسیالیستی را با واقعیتهای معاصر سازگار کند و به مردم و جوامع قدرت بدهد نه به دولت. بنابراین سرمایه داری پیش میرود.

برخورد نظامهای سرمایه داری سرمایه داری همواره بر جهان حاکم است، اما رقابت 2 نوع مختلف سرمایه داری، آینده اقتصاد جهان را شکل میدهد. سرمایه داری مبتنی بر تولید غیر متمرکز، انگیزه سود، نیروی کار داوطلبانه ،سرمایه در دست بخش خصوصی می باشد با این تعریف سرمایه داری هیچ رقیبی ندارد و طرفدارانش معتقدند که بدون آن درآمد کاهش، فقر افزایش و پیشرفت تکنولوژیکی کند میشود.
 
  • سرمایه داری با تهدید از سوی سوسیالیسم ها
  • سرمایه داری دموکراتها

چگونه فقر به پایان میرسد؟
بدون داشتن معجون جادویی برای رشد اقتصادی، یک کشور در حال توسعه باید سعی کند تا با داشتن منابعی که دارد، سطح استدارد زندگی را بالا ببرد.

طی سالهای 1980 تا 2017، با نظام سرمایه داری، تعداد کسانیکه که با کمتر از 1.90 دلار در روز زندگی میکنند از 2 میلیارد نفر به 700 میلیون نفر کاهش یافت.

ایالت گرسنگی

هیچ چیز کمتر از رژیم جدید مالیاتی جسورانه، دموکراسی های ثروتمند را از خطرات نابرابری گسترده نجات نخواهد داد.

بدون مقررات و حمایت دولت،سازندگان پارچه انگلیسی قرن نوزدهم و شراب سازان پرتغالی هرگز به مقیاس لازم برای رونق تجارت بین المللی نمی رسیدند.